![]() |
![]() |
|
| در حسرت دیدار تو آواره ترینم |
|
زماني که از مادر متولد شدم صدايي در گوشم طنين انداخت که ميگفت : تا آخر عمر با تو هستم.از او پرسيدم تو کي هستي جواب داد:من غم هستم و من آن لحظه گمان کردم غم عروسکي است که ما با آن سرگرم مي شويم ولي اکنون که مفهوم جدايي را درک مي کنم ....فهميدم که ما عروسکي هستيم بازيچه غم!!!!!! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 7 شهریور1384ساعت 8:32 توسط بهاره |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من تمنا کردم که تو با من باشی
تو به من گفتی هرگز، هرگز و مرا غصه ی این هرگز کشت. |
| نوشته های پیشین |
|
فروردین 1388 فروردین 1387 اسفند 1386 شهریور 1386 فروردین 1386 دی 1385 تیر 1385 بهمن 1384 دی 1384 آبان 1384 مهر 1384 شهریور 1384 مرداد 1384 تیر 1384 خرداد 1384 اردیبهشت 1384 |
| پیوندها |
|
Iranian Experts آزادی ایران فرشته و معجزه ! سند تو آل کنین! حرفای دلتنگیه یه تنها یادگار دوست |
|
RSS
|