تبليغاتX
به کلبه تنهایی من خوش آمدید تنها تر از تنها - به یاد مهندس بهزاد چهره پرداز ...
در حسرت دیدار تو آواره ترینم
حالا دیگه تو رو داشتن خیاله                        دل اسیر آرزوهای محاله

غبار پشت شیشه میگه رفتی                     ولی هنوز دلم باور نداره

حالا راه تو دوره    دل من چه صبوره     کاشکی بودی و می دیدی    زندگیم چه سوت و کوره

 آسمون از غم دوریت حالا روز و شب می باره

            دیگه تو ذهن خیابون منو تنها جا می ذاره

 خاطره مثل یه پیچک می پیچه رو تن خسته ام

            دیگه حرفی که ندارم  دل به خلوت تو بستم

 سلام. امروز اولین سالگرد فوت یکی از بهترین دوستای دانشگاهمه. بهزاد یکی از بچه های بامرام 

بود که روزگار اونو با یه حادثه تلخ از ما گرفت اما هیچ وقت نمی تونه یادشو از ما بگیره. روحش شاد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 2 بهمن1384ساعت 8:37  توسط بهاره |